سلاااام سلاااام... توی این مدت خبرای بد واقعا خیلی خیلی زیاد بود...و واقعا شهریور بدی بود... و البته عذرخواهی میکنم از بعضی از دوستان به خاطر این که داستان امروز فردا میشد... و خوب الان دیگه گذاشتم... اهاااان...راستی بچه ها تو رو خدا...جان امیر...جان اردلان...نظرا این قسمت به 200 تا برسه که تا 200 تا نشه از داستان خبری نی... . میدونید که دیگه چقدر عاشقتونم... . خوب دیگه برید تو داستان...