خرید بک لینک

خدا

یک شبی مجنون نمازش را شکست..

بی وضو در کوچه لیلا نشست..

عشق ان شب مست مستش کرده بود

فارغ از جام الستش کرده بود

گفت یارب از چه خارم کرده ای.

بر صلیب عشق دارم کرده ای...

خسته ام زین عشق دل خونم نکن..

من که مجنونم تو مجنونم نکن

مرد این بازیچه دیگر نیستم..

این تو لیلای تو من نیستم

گفت ای دیوانه لیلایت منم..

در رگت پنهان و پیدایت منم.

سالها با جور لیلا ساختی

من کنارت بودم و نشناختی...

برچسب: نویسنده: hassan تاريخ: پنجشنبه 20 تير 1392 ساعت: 14:18

صفحه بندی